X
تبلیغات
رایتل

بگذار زمــان روی زمین بند نباشد

حافظ پی اعطای ســـمرقند نباشد

بگذارکه ابلیس دراین معرکه یک بار

مطــرود ز درگــــاه خداوند نبـاشد

بگذار گنــاه هـــوس آدم و حــــوّا

بر گردن آن ســـیب که چیدند نباشد

مجنون به بیابان زد و لیلا... ولی ای کاش

این قصـــه همــان قصه که گفتند نباشد

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهـــت

آن وعده ی نادیــده کـه دادند نباشد

یک بار تـــو درقصــه ی پرپیـچ و خـم ما

آن کس که مســافر شد و دل کند نباشد

آشوب، همان حس غریبی ست که دارم

وقتی که به لب های تـــو لبخند نباشد

در تک تک رگهای تنم عشق تو جاریست

در تک تک رگهای تــــو هر چند نباشد

من میروم و هیچ مهم نیست که یک عمر

زنجــیر نگـاه تــــو کـــــه پابند نباشد

وقتی که قرار اسـت کنار تــو نباشم

بگذار زمـــان روی زمین بـــند نباشد...



تاریخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 17:18 | نویسنده : علیرضا | نظرات (0)