گنبدت از هر کجای شهر سوسو می کند
دست هر آشفته ای را پیش تو رو می کند
در لباس خادمان مهربانت، آفتاب
صبح ها، صحن حرم را آب و جارو می کند
ماه هر شب کنج بست "شیخ حر عاملی"
یاد معصومیت آن بچه آهو می کند
یاد معصومیت آن بچه آهو ...یاد تو
کوچه های شهر را لبریز "یا هو " می کند
باد، هم مثل نگهبان درت... بدو ورود
غصه را از شانه های خسته، پارو می کند
عطر نابی می وزد از کوچه باغ مرقدت
هر که می آید حرم ... این عطر را بو می کند
×××
...خادمی می گفت که... آقا به وقت بدرقه
دست زائر را پر از گل های شب بو می کند
شعر مریم سقلاطونی برای امام رضا(ع)
البته! فورا به اورژانس زنگ می زنید و می گویید: چاق شدم!!
و یک چیز خیلی ترسناک این است که هیچ نقطه ثابتی وجود ندارد، یا پیشرفت می کنیم یا پسرفت!
وحدتی
ارسال:حسین توحیدی
یارو نشسته
بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا توی اتوبان میرفته، یهو میبینه یک
موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه،
پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.
یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه
پاک قاط میزنه،
پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور
داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!
طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم
علامت میده بزنه کنار.
خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا
تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!
موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه
واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت.
نتیجه اخلاقی
اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند و در
سطوح بالای مدیریتی ، اقتصادی و.... قراردارند
ببینید کش تنبانشان!! به کجا گیر کرده
شاید مصداق بارز جمله ای که چندسطر پایین تر می خوانید
کسانی باشند که در یک مسافرت کوتاه یا طولانی با شما
همسفرند
اما حقیقت اینست که حتی همسر،
فرزند ،
نیز از این قاعده مستثنی نیستند که :
هم مسیر بودن ها
دلیل
هم دلی و همراهی نیست
وقتی ایستگاه پیاده شدن ها یکی نیست ...
"سادگی مقدس"
ستارخان نوشته بود:من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد...اما تو مشروطه دو بار اون هم تو یه روزاشک ریختم.
حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون...چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش.. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف...علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها رو خوردن... با خودم گفتم آلان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته...
اما... مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم...
خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم...
اونجا بود که اشکم در اومد
چند وقت پیش یکی از دوستانم که
دانشجوی دانشگاه ملبورن است، مطلبی را در مورد کمبود ویتامین دی گفت که جالب
بود
طبق گفته دکتر دانشگاه ملبورن،همه ی دانشجوهای ایرانی دانشگاه، دچار کمبود ویتامین
دی هستند
و من یاد خاطره ای از یکی از دوستانمان افتادم که در ایران سالها دچار مشکل شدید پا درد و کمردرد بود و تنها با استفاده از مصرف ویتامین دی مشکلش کامل حل شده بود
جالب اینجاست که هر وقت دچار کسلی و خستگی مفرط می شویم اولین چیزی که به ذهنمان می رسد، کمبود آهن یا مشکلات تیروئیدی است و معمولا کمبود ویتامین دی در نظر گرفته نمی شود
برای همین یک سری مطلب در موردش خواندم که خلاصه اش
رابرایتان می نویسم
ویتامین دی برای داشتن استخوان ها و ماهیچه های محکم و سلامت کلی ضروری است
بهترین منبع طبیعی ویتامین دی اشعه
ماوراء بنفش خورشید است (که متاسفانه علت اصلی سرطان پوست هم می باشد) اما با قرار
گرفتن متعادل در معرض نور خورشید می توان از دریافت کافی ویتامین دی و عدم ابتلا
به سرطان پوست اطمینان حاصل کرد.
تنها 5-10 درصد از میزان ویتامین دی مورد نیاز را می توان از خوراکی ها بدست
آورد.
کمبود ویتامین دی در زنان مشکل زا تر است.
علائم کمبود ویتامین دی
افسردگی
تغییر خلق و خو
، تشدید سندرم پیش از قاعدگی در زنان
- خستگی مفرط
- خواب آلودگی در طول روز
- ضعف ماهیچه ها
- مشکلات دیداری
- در کودکان ایجاد نرمی استخوان (ریکتز یا راشیتیسم) می کند و در بزرگسالان استیومالاسی
- کمبود ویتامین دی می تواند در ابتلا به سرطان روده بزرگ، سینه، تخمدان و مثانه نقش داشته باشد.
افراد با ریسک بالاتر برای کمبود ویتامین دی
- افراد با رنگ پوست تیره
کودکانی که با شیر مادر تغذیه میشوند (با اینکه شیر مادر بهترین غذا برای نوزادان
است اما به میزان کافی ویتامین دی ندارد. و از انجا که جنین ویتامین دی را از بدن
مادر دریافت می کند اگر مادر کمبود ویتامین داشته باشد نوزاد نیز دچار کمبود خواهد
بود
- افراد بالای 50 سال (پوست و کلیه نمیتواند ویتامین دی کافی تولید کنند
- افرادی که بیشتر روز را در محیط های سر بسته به سر میبرند به دلیل شرایط جسمی یا کاری
افراد با شرایط یا بیماری های خاص که متابولیسم ویتامین دی را تحت اثر قرار میدهد
(مانند چاقی، بیماری کبد پیشرفته، بیماری های کلیوی، بیماری هایی که باعث سوء جذب
چربی میشود مانند cystic fibrosis و coeliac
disease و بعضی داروها که ویتامین دی را از بین
میبرد مانندrifampicin
و بعضی anticonvulsantها)
تشخیص
تشخیص کمبود ویتامین دی با یک آزمایش خون امکان پذیر است
درمان
استفاده ازمکمل ویتامین
دی3
قرار گرفتن در تابش نور خورشید
ویتامین دی کافی را نمی توان به تنهایی با رژیم غذایی بدست آورد. تنها بعضی خوردنی ها (مانند ماهی و تخم مرغ) به طور طبیعی حاوی ویتامین دی هستند. مارگارین و بعضی از شیرها هم افزودنی ویتامین دی دارند، اما اغلب افراد تنها 5-10 درصد میزان ویتامین دی مورد نیازشان را از خوردنی ها بدست میاورند.
بهترین منبع طبیعی ویتامین دی اشعه ماوراء بنفش خورشید است، با قرار گرفتن متعادل در معرض نور خورشید می توان از دریافت کافی ویتامین دی.
برای اغلب افراد گرفتن اشعه یو-وی تنها چند باردر هفته به مدت 15 دقیقه کفایت می کند تا میزان لازم ویتامین دی برایشان تامین شود. هرچند، افرادی که به طور طبیعی پوست تیره تر دارند 1 تا 6 برابر بیشتر از میزان میانگین باید آفتاب بگیرند.
بهترین زمان هم برای آفتاب گرفتن زمانی هست که میزان اشعه ماورا بنفش کمتر باشه. از این سایتhttp://www.uvawareness.com/ میتونید میزان تابش این اشعه را در زمان های مختلف برای شهرتون پیدا کنید.
تا ۱۰سال دیگر هر خانواده ایرانی یک مبتلا به اماس خواهد داشت
امیررضا عظیمی، دبیر علمی نهمین کنگره بین المللی ام اس که در تهران در حال برگزاری است، گفت: "طی ۱۰سال آینده در هر خانواده ایرانی یک نفر به بیماری اماس مبتلا خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، آقای عظیمی گفت که شهرهای تهران و اصفهان بیشترین شیوع ابتلا به این بیماری را دارند.
به گفته این متخصص، کمبود ویتامین دی میتواند در ابتلا به این بیماری نقش داشته باشد و یکی از راههای پیشگیری از آن، جبران کمبود این ویتامین است.
آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به این بیماری در ایران منتشر نشده است، اما بر اساس آخرین اطلاعات وزارت بهداشت، بیش از ۴۰هزار نفر در ایران به بیماری اماس مبتلا هستند
این بیماری یکی از شایعترین بیماریهای سیستم اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) است و در اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود
میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش دارد
در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل می شود و این امر موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون است
در بیماری ام اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود
دوست عزیزم با مراجعه به پزشک و انجام آزمایش ویتامین دی از وضعیت سلامت خود مطلع شوید
ارسالی:حسین توحیدی
با اصرار از شوهرش میخواهد که طلاقش دهد. شوهرش می گوید: «چرا؟ ما که زندگی خوبی داریم.»
از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد میپذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار میکشد شرح شروط را: «تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریهات را باید ببخشی.»
زن با کمال میل میپذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید: «حال که جدا شدیم ولی تنها به یک سوالم جواب بده.»
زن میپذیرد. مرد میپرسد: «چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریهات، که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن، را بزنی.»
زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد: «طاقت شنیدن داری؟»
مرد با آرامی گفت: «آری.»
زن با اعتماد به نفس گفت: «دو ماه پیش با مردی آشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود. از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او، تا زندگی واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.»
مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت. وقتی به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد. نامهای در کیفش بود. با تعجب بازش کرد. خط همسر سابقش بود. نوشته بود: «فکر میکردم احمق باشی ولی نه اینقدر.»
نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت. منتظر بود که تلفنش زنگ زد. برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود. شماره همسر جدیدش بود. تماس را پاسخ گفت: «سلام، کجایی؟ پس چرا دیر کردی؟»
پاسخ آنطرف خط، تمام عالم را بر سرش ویران کرد. صدا، صدای همسر سابقش بود که میگفت: «باور نکردی؟ گفتم فکر نمیکردم اینقدر احمق باشی. این روزها میتوان با یک میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار، از شر زنان با مهریههای سنگینشان نجات یابند!»
تندیس ایرانی
دیدن غار ترسناک شاپور، از آن جا که راه ماشین رو ندارد، برای همه ممکن نیست و شاید این نوشته بتواند جبران این دشواری را بکند.دهانه غار بر بلندای روستای شاپوراین غار در 25 کیلومتری شمال شهر کازرون و پنج کیلومتری شهر تاریخی بیشاپور است. روستای همجوار غار نیز شاپور نام دارد و غار کاملاً مشرف به دره بزرگ و بسیار سرسبزی است. تا حدود چهارصد متر پس از روستا میتوان با خودروهای معمولی رفت و پس از آن شاید ششصد متر دیگری بتوان با خودروی دوگاردانه همچون چیپ و لندرور نیز رفت ولی دست آخر باید دست به دامن دو زانوی قدرتمند شد تا به دهانه غار برسیم. از آخرین جای ماشین رو، درست 2400 متر تا دهانه آن راه است. همه این مسیر، سربالایی و در جاهایی نیز پلکانهای سنگی و بتونی است که در سال 1336 خورشیدی (1957 میلادی) ساخته شد. پیادهروی به طور معمول یک ساعت خواهد بود و اگر کوهنورد ورزیده باشید شاید 45 دقیقه هم بتوانید بروید.در عمق تقریباً 20 متری دهانه غار، تندیس بزرگی از شاپور اول ساسانی دیده میشود که با گذشت حدود 1700 سال همچنان ابهت پادشاه قدتمند ساسانی را به نمایش میگذارد. این تندیس به پهنای تقریباً سه و بلندی هفت متر، بزرگترین تندیس ایرانی به شمار میرود. در ابتدا به نظر میرسد آن را از جای دیگری بدین مکان آورده باشند ولی با دقت بیشتر آشکار میشود که بر اثر تراشیدن یک ستون سنگی و کاملاً طبیعی موجود در غار پدید آمده است. سر تندیس کاملاً سالم ولی دو دست آن شکستهاند. برای مدتهای طولانی و نامعلوم واژگون شده بود تا این که در سال 1336 خورشیدی توسط نیروهای ارتش در جای خود قرار گرفت و پاهای شکسته آن با بتون بازسازی شد. در همین سال، دو سنگ نوشته نیز در کنارههای غار پدید آوردند. یکی از آنها ترجمه سنگ نوشته شاپور در نقش رجب و دیگری توصیف بازسازی و برپاسازی تندیس شاپور پس از ۱۰۰۰ سال را شرح میدهد.
تندیس شاپور: نمایی از پشت
نمایی از درون غار
کسی تا کنون به پایان این غار ترسناک و بسیار بزرگ نرفته استدر خصوص جایگاه شاپور اول ساسانی (215 تا 272 میلادی) همین بس که وی توانست پس از درگذشت پدرش اردشیر بابکان –بنیانگذار امپراطوری ساسانی- قلمرو حکومت خویش را به چارچوب داریوش اول هخامنشی نزدیک کند، اگر چه سرزمین ایران هیچ گاه نتوانست به بزرگی زمان داریوش اول برسد. نکته دیگری که در زندگی شاپور برجسته مینماید، جنگهای وی با روم باستان و پیروزیهای درخشان اوست که سرانجام در سال 260 میلادی طی نبرد اُدِسا -شمال انتاکیه در ترکیه امروزی- توانست والرین Valerian امپراطور رومی را به اسارت بگیرد. چنین رویدادی در طور چندین قرن جنگهای ایران و روم، تنها یک بار رخ داد. شاپور به مناسبت این پیروزی شگرف، دستور داد چندین نقش برجسته در استان فارس کنونی بتراشند تا شرح آن پیروزی را به آیندگان بدهد. در نماهنگی که خواهید دید این جلوه به نیکویی دیده میشود. در پایان برای همه شما گرامیان آروزی سالی خوش و خرم دارم.
پلکانی که در سال ۱۳۳۶ خورشیدی ساختند
نمای روستای شاپور از دهانه غار
گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون یا کتابمون نقاشی می کشیدیم بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن …
.
.
زﻧﮓ آﺧﺮ ﮐﻪ میشد ﮐﯿﻒ و ﮐﻮﻟﻪ رو ﻣﯿﻨﺪاﺧﺘﯿﻢ رو دوﺷﻤﻮن و ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮدﯾﻢ زﻧﮓ ﺑﺨﻮرﻩ ﺗﺎ اوﻟﯿﻦ ﻧﻔﺮی ﺑﺎﺷﯿﻢ ﮐﻪ از ﮐﻼس ﻣﯿﺪوﻩ ﺑﯿﺮون !
.
.
چند نفر می شدیم نفری یه چوب دستی بود و یه لاستیک موتور ، با هم مسابقه میدادیم !
.
.
مهیج ترین تفریح بعضیا مزاحمت تلفنی از نوع فوتی بود !
.
.
سلامتی دهه شصتی ها که ماشین کنترلی نداشتن ولی یه نخ دومتری به ماشین
پلاستیکیشون میبستن و ذوق دنیارو میکردن که ماشینشون ۲متر عقب تر از خودشون
راه میره …
.
.
به افتخار اون نسلی که ظهرها به زور میخوابوندنشون تا خرابکاری نکنن اما حالا باید ظهر به زور بیدارشون کنن …
.
.
یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود ، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها یا ضرب المثل یا چیستان !
.
.
دهه شصت :
یعنی شیفت صبح مدرسه آخر حال و شیفت بعد از ظهر ضدحال
یعنی عشق زنگ ورزش و با زیرشلواری مدرسه رفتن
یعنی بخاری نفتی و مکافات روشن کردنش
یعنی از این تمبر کوچیکا بسته ای ۱۰تا تک تومن
یعنی بوی نارنگی و سیب قاچ شده توی کیف
یعنی بستنی خوردن و تکرار “بستنیش خوشمزه تره مامان !”
یعنی ویدئو قاچاقی کرایه کردن و یواشکی دیدن
یعنی صف طولانی شیر ، از اون شیشه ای ها که خامه اولشو با انگشت پاک می کردیم !
یعنی ته کلاس بچه تنبلا ، ردیف جلو خرخونا
یعنی صدآفرین ، هزار آفرین ، کارت تلاش
یعنی زنگای اول ریاضی ، زنگای آخر انشا و تعلیمات مدنی
یعنی از این بستنی توپیا که شکل زی زی گولو بود
یعنی مشق شب نوشتن فقط با دوتا مداد : سیاه و قرمز
یعنی تلویزیون سیاه و سفید که فقط دوتا کانال می گیره
یعنی بوی رب گوجه همسایه توی حیاط ، لواشک پهن کرده تو سینی و سفره رو پشت بوم
یعنی کلاسی ۴۵نفر هر نیمکت سه نفر
یعنی میکرو ، سگا ، آتاری کرایه کردن ساعتی ۲۰تومن
یعنی دوست داشتن ، دوست داشته شدن ، صفا ، صمیمیت ، عشق …
.
.
ما دهه شصتیا نسلی هستیم که در صورت بروز شیطنت بیش از حد با یک قاشق روی شعله ی اجاق گاز روبرو می شدیم !
.
.
اژدها :
حسنی کجا میری ؟
حسنی :
دارم میرم به مهمونی
خونه مادربزرگ
بخورم پفک نمکی
چاق بشم چله بشم
بعد میام تو منو بخور !
(تبلیغ قدیمی پفک نمکی در تلویزیون !)